تصویر هدر بخش پست‌ها

عمارت رویایے..❥

dream mansio

💚جوجه ی من💚_P3

💚جوجه ی من💚_P3

| Bernadette

هایی سیب سبز های گرامی🍏✨

اومدم با پارت جدید رمان جوجه من🍏✨

خیلی هیجانیه(شایدم واسه شما نیس چمد)🍏✨

شایددد تهش تو خماری بذارمتون🍏✨

اگه تازه با رمان اشنا شدی پارت 1 و 2 هم بخون که بعدش خیلی بد گیج میشی😖😵

هری با دراکو دعواشون شد.دختر موفرفریه گفت:هواست بهش باشه هاااا گفتم:باشه دراکو گفت:تو اونو درست نمیشناسی😠 جوابشو دادم:بیشتر از تو میشناسمش😠 یهو قطار طرف اون دریاچه وسیع چپ کرد برقای قطار رفت دخترا جیغ و داد میکردن یهو...

برو ادامه مطلب سیب سبزم🍏✨

جوجه ی من💚_P 2

جوجه ی من💚_P 2

| Bernadette

انچه در پارت قبلی رمان گذشت:

با هاگرید به هاگزمید رفتیم و از اونجا خرید کردیم.باید اعتراف کنم جای دلنشین دنج و خفنی بود.به سمت ایستگاه قطار حرکت کردیم.هاگرید گفت:سکوی نه و سه چهارم! بهش گفتم:ولی همچین جایی وجود خارجی نداره! چوبدستی رو تکون تکون داد و غیبش زد. ___پرش زمانی__ به سمت ستون دویدم و یهو یکی خورد بهم و پخش و پلای زمین شدیم. خیلی تند و عصبانی گفتم:چته تو؟! چرا این... شبیه جوجه بود؟

رمان جوجه من پارت1+ (معرفی)

رمان جوجه من پارت1+ (معرفی)

| Bernadette

سلام! برنادت هستم! نویسنده جدید! میتونید برنی صدام کنید چون تا بیاین بنویسین برنادت دو ساعت طول میکشه..._موضوع رمان میراکلس کیپاپ و... نیست.درباره هری پاتره.منحرفی نیس و نمیییییییی کنمممممممممم!!!!تکرار میکنم(منحرفی نداریم) خلاصه که نیاین بگین منحرفی... پلیز! پلیزززز! این رمان قراره انقدر طولانه شه که دیگه خسته شید... خلاصه که میخوام بهترین رمان بلک هاوس بشه!شخصیت هاش:

همه ی اونایی که تو هری پاتر بودن با این فرق که هیچکسسسس نمرده.برمیگردیم به بعد از هری پاتر و زندانی آزکابان.شخصیت های اصلی:

اسنیکا وورمن.(دختری که عکس پارته)

دراکو مالفوی.(به احتمال زیاد میدونید کیه دیگه... نمیدونید تو نت سرچ کنید اسمشو)

هری پاتر(میدونین دیگه...)

هرماینی گرنجر

رون ویزلی

سدریک دیگوری

چو چانگ(اقا هر کدوم نمی دونستید نتتتت)

خلاصه که برو ادامه مطلب شروع کنی خوندن.

تک پارت غمگین

تک پارت غمگین

| ✦💜 Sana 💜✦

سلام این اولین تک پارتی من هست امیدوارم خوشتون بیاد بریم ادامه 

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

 ادرین #

خیلی وقته که من و مرینت ازدواج کردیم و الان مرینت باردار شده چند هفته بعد هم قرار بچه هامون به دنیا بیان خیلی خوشحالم که قراره اما و هوگو به دنیا بیان 

مرینت#

خیلی خوش حالم که بچه هامون سالم هستن و چند هفته بعد قرار به دنیا بیان 

                       - یک هفته بعد.......... - 

سرم داره درد میکنه * با فریاد ادرین رو صدا میزنه * 

+ ادرررریییینننن

_ چی شده مرینت مرینت 

+ ااادددرریین

- مرینت مرینت 

ادرین # 

سریع مرینت رو بردم بیمارستان 

- زن من حامله ست و بیهوش شده یکی بیاد کمک کنه 

° اقا خانم کجا هستن اقای دکتر رو صدا کنین بیاد 

- توی ماشین هست 

لایلا #

* خنده شیطانی * مرینت بیچاره چچچچچ تو چی میدونی که قراره چه  بلایی سرت بیاد * به یکی زنگ میزنه * 

@ اماده ای 

& بله اماده ام 

@ نقشه رو خوب فهمیدی باید به اون مرینت عوضی یه درس حسابی بدم 

& بله کاملا یادمه 

@ پس چرا هنوز قطع نکردی زود کارتو انجام بده 

بیمارستان #

° پس بریم  

- بله بله بفرمایید 

ادرین # 

خانم پرستار و اقای دکتر رو به سمت ماشین بردم و در رو باز کردم و مرینت رو روی تخت گذاشتن و بردن توی یک اتاق و گفتن باید بستری بشه و بهش سرم وصل کردن 

 & باید کارمو بکنم اگه این مواد رو به سرمش بزنم کارم انجام میشه 

لایلا#

حالا اون معجونی که بهش دادم تا با لباس پرستار بره و اونو به سرم مرینت بزنه باید ادرین بیچاره با مرینت و بچه هاش خداحافظی کنه چون دیگه قرار نیست اونارو ببینه 😈 * خنده شیطانی * 

خانم پرستار # 

برم یه سر به خانم دوپن چنگ بزنم ببینم حالشون چطوره 

خب نبض رو چک کنم 

چی چرا چیزی حس نمیکنم نکنه نه نه این امکان نداره 

* با فریاد * اقای دکتر زود بیاید اینجا 

ادرین #

نگران بودم که نکنه بلایی سر مرینت بیاد یهو یه صدای فریاد شنیدم دیدم از اتاق مرینت بود سریع قبل از دکتر رفتم تو پشتم هم اقای دکتر اومد تو 

~ چی شده چرا فریاد زدین 

° اقای دکتر نبض ایشون نمیزنه 

- چی این امکان نداره مرینت من منو تنها نمیزاره 

~ حال بچه ها چطوره 

° اونا هم........ 😭

- اونا چی بگو بچه هام چی شده 

° اونا اونا هم مردن 😭

- چی اخه چرا اخه چرا 

( و زار زار گریه میکنن ) 

خب تموم شد میدونم غمگین بود خودمم موقع نوشتن ناراحت شدم 

خلاصه لایلا تو هر رمانی نقشه پلیدی داره و هممون میدونیم اخر هر رمانی چی میشه مرینت و ادرین بهم میرسن 

امید وارم خوشتون بیاد